نیکا جاننیکا جان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره
پیوند مامان و باباپیوند مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

نیکا قاصدک

مادر بزرگ

این چند وقت اصلا اتفاقات خوبی نیفتاده ا8 مرداد که مادربزرگم فوت شد. دیگه هیچ بزرگی توی فامیل نداریم. آخرهفته ها به عشق دیدن مادربزرگ به خونه عمو می رفتیم و چقدر بهمون خوش میگذشت. هرچه خاطرات رو مرور می کنم هیچ وقت اخم مادربزرگم رو ندیدم. از اون مهربونای روزگار بود که با سختی های زیادی که کشیده بود ولی یه دنیا مهر و محبت داشت. آخرین بار 21 رمضان دیدمش...و دیگه جزء خاطره ها شد. خداوند رحمتش کنه... دعای خیرش بدرقه ما باشه آمین توی مراسم مادر بزرگ نیکا با بچه ها سرگرم بود و بجز یکی دوبار بهانه گرفت، اصلا اذیت نکرد. خدا رو شکر بچه آرومیه و وقتی سرگرم باشه دیگه با من کاری نداره. تو حیاط خونه عمو یه تاب بود و نیکا مدام به...
17 مرداد 1393

19رمضان

 امسال شب 19 رمضان برای خیرات حلوا درست کردم موقع افطار آماده شد ولی نیکا حسابی بهانه گرفت. از حلوا خوشش اومد و من به یکی دیگه از علائق نیکا پی بردم این شبها رو خیلی دوست دارم. انگار زمین به بالا وصل میشه. حس میکنم خدا کنارم نشسته و من هر چی بخوام اجابت می کنه. دعای جوشن کبیر چه زیباست. مناجات امام علی (ع) رو که می خونم چقدر افتخار میکنم به شیعه بودم به مسلمان بودنم. به این همه مستی.. این همه عظمت خدایا عزیزانم را در این شبها دریاب ...
29 تير 1393

پیتزا زعفران طلایی

نیکا خانم عاشق سیب زمینی سرخ شده است. تموم سیب زمینی ها رو خورد. نوش جان عزیزم بعدش خانم خانما بهانه چنگال رو گرفت. نیکا خیلی خوب با چنگال غذا می خوره. و ناگهان.... بعد از غذا هم میز کناری ازم اجازه گرفتن که دخترشون با نیکا عکس بگیره   ...
4 تير 1393

پارک

امروز بابا احسان اهواز بود. من و خاله مینا و نیکا هوس پارک رفتن کردیم. به محض اینکه به نیکا خانم میگم بریم بیرون زودی میره جلوی در و میگه: دَ دَر تو پارک پیش همه بچه ها می رفت و زل میزد تو صورتشون از سرسره و تاب بازی خیلی خوشش اومد بعد از کلی بازی به اجبار نشوندیمش رو  نیمکت. ولی مدام خودشو می نداخت پایین   ...
22 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نیکا قاصدک می باشد